تجربیات نزدیک به مرگ در کودکان

طبق تحقیقات انجمن بین المللی مطالعات NDE، حدود %85 کودکانی که دچار ایست قلبی شده و سپس احیاء می شوند تجربۀ نزدیک به مرگ دارند. به خاطر پیشرفت روشهای احیاء، امروزه بیش از هر زمان دیگر کودکان NDE را تجربه می کنند. گاهی کودکان وقتی به سنی می رسند که قادر به تکلم هستند از تجربه ای که در سنین بسیار خردسالی داشته اند سخن می گویند. اکثریت قریب به اتفاق تجربه هائی که کودکان نقل کرده اند مثبت است.   بر طبق همین تحقیقات، در مقایسه با بزرگسالان، تجربه های کودکان معمولاً ساده تر بوده و پیچیدگی کمتری دارد. تجربه نزدیک به مرگ در کودکان همانند بزرگسالان اکثراً باعث تحولات عمیق و طولانی مدت یا دائمی در زندگی شخص می گردد. این تحقیقات اینگونه بیان می کنند که این کودکان معمولاً:

  • مهربان تر شده و به خدمت به دیگران گرایش نشان می دهند.
  • کنجکاوتر شده وعلاقه بیشتری به یادگیری علم پیدا می کنند.
  • اخبار منفی مانند جنگ و خشونت آنها را بیشتر از سایر کودکان آزار می دهد.
  • مقدار خواب یا اشتهای آنها می تواند تغییر یابد.
  • ممکن است وابستگی عاطفی آنها به پدر و مادر کاهش یابد (این ممکن است به خاطر توجه عاطفی بیشتر آنها به افراد دیگر باشد.)
  • علاقۀ آنها به معنویت افزایش می یابد.
  • نسبت به بچه های هم سن و سال خود بالغ تر و پخته تر رفتار می کنند. به همین علت گاهی این کودکان برای برقراری ارتباط با کودکان هم سن خود دچار مشکل می شوند.
  • ممکن است به داروها، نور شدید، و یا صدای بلند حساس شوند.

در تحقیقات دکتر اتواتر (P.M.H. Atwater) که در آن 270 کودک را تحت بررسی قرار داده است، تنها %3 آنها تجربه منفی یا ناخوشایند داشته اند. تحقیقات دکتر جفری لانگ (Jeffrey Long)، که در آن تجربه های 133 کودک (زیر 16 سال) را با تجربه های 478 بزرگسال مقایسه کرده است، اینگونه پیشنهاد می کند که فرق بارزی بین مؤلفه ها و اجزاء اصلی تجربه های کودکان و بزرگسالان نیست.

دکتر ملوین مرس (Melvin Morse)، استادیار و پزشک بخش کودکان بیمارستان واشینگتن آمریکا، که خود در ابتدا هیچ اعتقادی به زندگی بعد از مرگ نداشت، در سال 1982 با اولین مورد NDE یک کودک در کار خود روبرو شد [4] که آن را در جورنال علمی مشهور “جورنال انجمن پزشکی کودکان آمریکا”  بعنوان یک مقاله منتشر کرد. وی سپس تصمیم به تصمیم به تحقیق جدی در این زمینه گرفته و در یک بررسی تجربۀ 23 کودک و تأثیر آن را در سالهای آتی روی زندگی این کودکان مورد مطالعه قرار داد و دریافت که در اثر این تجربیات در این کودکان خصائصی مانند مهربانی و گذشت به طور بارزی افزایش یافته است. همچنین تحقیقات دیگر نشان داده که این کودکان معمولاً در بزرگسالی علاقۀ بیشتری به معنویت و جنبه های روحانی زندگی، کمک و خدمت به دیگران، و دلسوز بودن نسبت به دیگران را دارند [52]، [53].

22+