شر وجود ندارد – تنها جهل است

(ترجمه توسط خانم سمیرا)

برخی باورها بر پایه سیستم دوگانه نیکی در برابر شر هستند. در این باور تنها یک نیروی خوب (خدا) و یک نیروی شر (شیطان) وجود دارد، و انسان­ها در میان این دو نیروی مطلق قرار دارند. در طول تاریخ این سیستم اعتقادی از سوی میلیون­ها میلیون انسان پذیرفته شده است. اما شهادت­های NDE به ما ذهنیت بهتری در خصوص معتبر بودن این مفاهیم الهی و فلسفی می­دهد. تجارب نزدیک به مرگ به ما راهکاری واقعی و منطقی­تر در قبال پارادوکس کلاسیک «مساله شر» می­دهد. آن چه که در مذاهب بشری به آن «گناهان» اطلاق می­شود، در تجارب NDE «اشتباهات» نامیده می­شود که خداوند با آن اشتباهات به انسان امکان کسب آموزش بیشتر و تکامل روحانی را می­دهد. آن چه که در این مذاهب به عنوان «شر» شناخته شده است، در تجارب NDE «جهل» نامیده شده اند. این باور افراد «که شیطان مرا فریب داد» در تجارب NDE  ناشی از «خود ما و افکار منفی ما» است. نمونه­ هایی از این تجارب در ادامه آمده است:

اشتباهات بخش پذیرفته شده­ای از تجربه انسانی هستند. ما اینجا هستیم تا تمام اشتباهاتی که میتوانیم را بکنیم چرا که از طریق این اشتباهات یاد می­گیریم. تا زمانی که آنچه می­کنیم در مسیری است که آن را در قلب و فکر خود درست میدانیم، در مسیر درست هستیم. اگر اشتباهی کردیم باید اشتباه بودن آن را بپذیریم و باید آن را کنار گذاشته و تلاش کنیم تا دوباره مرتکب همان اشتباه نشویم. نکته مهم این است که بیشترین تلاشمان را بکنیم و استانداردهای خود در خصوص خوبی و حقیقت را حفظ کنیم و ملاک ما از درست و نادرست تأیید و نظر دیگران نباشد.

  • خدا ما را همان­گونه که هستیم دوست دارد. هنگامی که اشتباهی می­کنیم باید طلب بخشش نماییم و بپذیریم که بخشیده می­شویم. نباید با احساس گناه به زندگی­مان ادامه دهیم و در کنار آن نباید اشتباهاتمان را تکرار کنیم. باید از اشتباهاتمان بیاموزیم. خدا از ما می­خواهد کاری که دوست داریم و قلبمان ما را به سوی آن می خواند را انجام دهیم. این به معنی انتخاب است و لزوماً همه انتخاب­ها انتخاب درست نیستند. گستره­ای از احتمالات وجود دارد و ما باید بهترین آن را انتخاب کنیم. (هوارد استورم)
  • در اینجا هیچ گناهی مانند آنچه در دنیا می­دانیم وجود ندارد. تنها مساله معنی دار در دنیای روحانی اندیشه ماست. هسته اصلی موجودیت ما عشق و نور است. (جین اسمیت)
  • در روح انسان هیچ شری وجود ندارد. کمبود عشق انسان­ها را تغییر می­دهد. ما طراحی خداوند هستیم مانند بقیه جهان. هیچکسی گم نمی­شود چرا که همگی نجات یافته­ایم. (ملن-توماس- بندیکت)
  • هرچه بیشتر روی خرد فردی خود کار کنیم و خود را مجزا ببینیم، این احساس که از کل جدا هستیم را بیشتر می­کنیم. جدایی خود از کل چیزی است که مردم به آن گناه می­گویند. (ادگار کیسی)
  • بزرگترین دشمن ما خودمان هستیم. (جورج اندرسون)
  • جهنم سطوحی از قالبهای فکری منفی است که در نزدیکی قلمرو زمینی هستند. مانند اعتیاد، ترس، جرم، خشم، عصبانیت، ندامت، ترحم به خود (خود را قربانی دیدن)، خودبینی یا هر چیزی که مانع میان ما و نیروی نورانی­مان است. ما در جهنم می­مانیم تا زمانی که به بهترین نحوی تکامل پیدا کنیم. هیچ محکومیتی وجود ندارد و تنها روی قضاوت­ها، اشتباهات، ناهمسویی­ها و اتلاف­ها کار می­شود، چیزی که برخی افراد به آن گناه می­گویند. (پی. ام. اچ. آتواتر)
  • افکار منفی به دلیل جهل است. ارتعاشات بالاتر نشان دهنده عشق و توسعه روحانی است و ارتعاشات کم نشانه پستی و شر است. (آرتور ینسن)
  • من می­دانم که خداوند به عنوان بخشی از طرح خود، در جهت رشدمان، در دوره­های خاصی ما را درگیر آزمایش می­کند، زمانی برای پاک و خالص شدن، زمانی که ما اغلب مجبور به اخذ تصمیمات جدید بر اساس باور خود و با ایمان به او می­شویم. (بتی ایدی)
  • اگر هر یک از ما نور خود را به اشتراک بگذاریم بزودی تمام نقاط تاریک از بین می­روند و با از بین رفتن تاریکی دنیا التیام می­یابد. همچنین شروع به درمان روح خود خواهیم کرد. (بتی ایدی)
  • شر و پلیدی وجود ندارد. آنچه انسان­ها به آن شر می­گویند در واقع جهل و حماقت است. بنابراین هیتلر مرد شروری نبود. او تنها به طور باور نکردنی از این حقیقت غافل بود که از سطح روحانی خود عقب مانده است. این افراد شایسته ترحمند. درس­های بزرگی می­توان از جنگ جهانی دوم گرفت. عشق بدون قید و شرط باید حتی انسان­هایی مانند هیتلر را در بر گیرد. تنفر از فردی که از قافله جا مانده ، دشوار است. (کوین ویلیامز)

منبع:

http://www.near-death.com/science/research/satan.html