تجربه ها و تحقیقات در ایران

تجربه های ارسالی از ایران

تجربۀ آقای رضا در سن 6 سالگی
ناگهان احساس کردم مثل کندن پوست پیاز از جسمم کنده میشم. بازم هیچ دردی نداشتم و آرامش عجیبی وجودم را فرا گرفته بود. تا تاکسی به بیمارستان برسه من از جسمم جدا شده بودم. دیگر در فضا یا خلأ یا چیزی شبیه به آن شناور بودم مانند… ادامۀ مطلب


تجربۀ آقای محمد زمانی
تجربۀ آقای محمد زمانی که در سن 26 سالگی برای او رخ داده یکی از کاملترین و عمیق ترین تجربیات ایرانی است. خلاصه ای از تجربۀ ایشان در اینجا آمده است… ادامۀ مطلب


تجربۀ آقای احمد
ناگهان خودم را در محیطی بدون محدودیت و گستردگی بینهایت  احساس کردم . این حس را پیدا کردم که گویی یک سلول از میلیاردها سلول متعلق به یک بدن واحد میباشم که از قید بدن رها شده… ادامۀ مطلب


تجربه آقای امین
من اکنون 30 سال دارم و این اتفاق هنگامی برایم رخ داد که 13 ساله بودم. در آن روز من به همراه خانواده و تعدادی از فامیل به باغ یکی از اقوام رفته بودیم که بزرگ بود و استخری نیز داشت. من بدون اینکه شنا بدانم وارد قسمت عمیق‌تر استخر شدم… ادامۀ مطلب


تجربه های خروج از بدن یا شبه NDE ارسالی از ایران
تجربه های این بخش کوتاهتر بوده یا تجربه شبه NDE  هستند و تجربه نزدیک به مرگ کامل به حساب نمی آیند… ادامۀ مطلب

سایر مقالات و تجربیات ایرانی

نشست علمی بررسی پیامدهای روان‌شناختی تجربیات نزدیک به مرگ
این نشست در تاریخ دوشنبه 2 اردی 1392  با حضور اعضای هیئت علمی گروه روانشناسی دانشگاه اصفهان و دو نفر از افرادی که خود تجربه نزدیک به مرگ داشته‌اند در دانشکده علوم تربیتی دانشگاه اصفهان برگزار شده است. خبر و گزارشی اجمالی از این گردهمائی را می توانید در ادامه مطالعه نمائید. ادامۀ مطلب


تجربۀ آقای محمد شفیعی‌
احساس‌ خستگي‌ مفرط مي‌كردم‌، حسي‌ شبيه‌ به‌ زجر. مدت‌ زيادي‌ طول‌ نكشيد تا تبديل‌ به‌ يك‌ حس‌ عميق‌ لذت‌ بخش‌ شد… دلم‌ غش‌ مي‌رفت‌! يك‌ خوشي‌ بسيار دلپذير… در فضا رها شدم‌. دراتاق‌ پرستاران‌ را ديدم‌ كه‌ روي‌ كسي‌ خم‌ شده‌اند و در حال‌ ماساژ قلبي‌،… هستند. اول‌ متوجه‌ نشدم‌ او كيست‌ ولي‌ بعد كه‌ چهره‌ او را ديدم‌ به‌ شدت‌ جاخوردم‌! خودم‌ بود… زمان‌ برايم‌ صفر شده‌ بود…ادامۀ مطلب


 تجربۀ آقای هادی خادم آرانی
…در خواب ديدم كه مرده‌ام و مادرم من را بغل كرده و گريه مي‌كند، پرستارها و دكترها به من شوك مي‌دهند و من همچنان مرده‌ام، مادر و خانواده‌ام را مي‌بينم كه گريه مي‌كنند و بالاي سرم ايستاده‌اند، وقتي خوابم را براي مادر و پرستارم تعريف كردند همگي آنها خوابم را تاييد كردند و گفتند همه اين صحنه‌ها برايم اتفاق افتاده بود… ادامۀ مطلب


چند تجربۀ دیگر ایرانی از منابع مختلفادامۀ مطلب