‌تجربه‌های منفی یا ترسناک

نگرشی به تجربه های منفی یا ترسناک
نگرشی به تجربه های منفی و ترسناک و خلاصه ای از بعضی از تحقیقات راجع به این تجربه ها، از جمله تعداد آنها در مقایسه با تجربه های مثبت، اثر آنها در شخص تجربه کننده، ….  ادامۀ مطلب


تجربه هوارد استرم
هوارد استرم، رئیس سابق دانشکدۀ هنر دانشگاه کنتاکی آمریکا یکی از مشهورترین تجربه کنندگان است. او که در سال 1985 در سن 38 سالگی با تعدادی از دانشجویان خود از آمریکا برای سفری علم- تحقیقی به فرانسه رفته بود، در آنجا دچار خونریزی شدید داخلی شده و در بیمارستان بستری می‌گردد. بعلت در دسترس نبودن پزشک متخصص در آن شب، عمل جراحی او به روز بعد موکول می‌شود و او در آن شب در حالی که همسرش در بیمارستان بر بالین او بود جان می‌دهد…   ادامۀ مطلب


تجربۀ خودکشی انجی فنیمور
انجی فنیمور در بچگی دچار اذیت و آزار فراوان شده بود. هنگامی که او یک کودک خردسال بود مادر او پدرش و بقیۀ بچه ها را ترک کرده و از منزل رفته بود. اگر این کافی نبود، به همۀ اینها آزار و اذیت های مختلف فیزیکی و جنسی نیز اضافه شد. تمامی اینها احساس بی ارزشی و تهی بودن عمیقی به اتجی دادند … تا بالاخره انجی  در اثر ناراحتی و افسردگی شدید در سال 1991 با خردن قرص دست به خودکشی زد. ولی خود کشی انجی را از دردهائی که سعی می کرد از آن بگریزد رها نکرد…  ادامۀ مطلب


تجربۀ راجیو پارتی
راجیو پارتی دکتر و رئیس بخش بیهوشی بیمارستان قلب بیکرزفیلد در ایالت کایفرنیای آمریکا و بنیان گزار انستیتوی کنترل و بهبود درد کالیفرنیا بود. او در حرفۀ خود بسیار موفق و از نظر مالی در وفور و ثروت زندگی می کرد. ولی زندگی او در سال 2008 در اثر برخورد نزدیک او با مرگ به کلی دگرگون شد…  …”  ادامۀ مطلب


تجربه در اثر خودکشی
“…در سال 1948 من به تازگی با زنی بسیار زیبا که همه خواهان او بودند ازدواج کرده بودم و خود را بسیار خوش شانس می‌دیدم. ولی تنها 7 ماه بعد از ازدواج دریافتم که او به من خیانت می‌کند و با مرد دیگری ارتباط دارد. تمامی کاخ آرزوها و شادی من از هم فرو پاشید و بالاخره در اثر فشار روانی به الکل پناه آوردم…”  ادامۀ مطلب


تجربۀ جو
وقتی در بخش اورژانس بیمارستان بودم احساس سنگینی زیادی در سینه‌ام می‌کردم و ناگهان حس کردم که اتاق در حال تاریک شدن است و شنیدن صدای افراد در آنجا برایم مشکل‌تر می‌شد. آخرین چیزی که شنیدم صدای دکترم بود که می‌گفت “ما نمی‌توانیم او را از دست بدهیم، او هنوز جوان است. به من یک سری ای.پی.آی دیگر بدهید و آن را تا 360 شارژ کنید…” و سپس همه چیز کاملاً ساکت و تاریک شد…”  .   ادامۀ مطلب


تجربۀ دیوید
“…در زمستان سال 1990 من در شمال کالیفرنیا زندگی می‌کردم و هوا بسیار سرد بود. من یک شب بعد از اسکی کردن به خانه برگشته بودم و کسی در خانه نبود. نمی‌دانستم به چه علت، ولی چندین روز بود که سرفه‌های شدیدی می‌کردم. من مرد جوان بسیار خشمگینی بودم. از خدا خشمگین بودم که چرا من را هم جنس باز آفریده است…”  ادامۀ مطلب


تجربۀ آلون آناوا
آلون آناوا جوانی بود که زندگی او در خودخواهی و خوش گذرانی خلاصه می شد و در زندگی او جائی برای معنویت نبود. ولی تجربه او در سن 27 سالگی دنیای او را زیر و رو کرد…  ادامۀ مطلب


تجربه شری گیدونز
تجربه شری گیدونز (Sherry Gideons) یکی از تجربه های پر از درس برای آنانی است که در زندگی خود را نا امید و شکست خورده می بینند…   ادامۀ مطلب


تجربۀ دریل
می‌توانستم صداهای ضجه مانندی مانند صدای غرغر خوکها را بشنوم. سپس صدای گریه و جیغ‌هائی را شنیدم که بیشتر احساس ترس و دلهره در آن‌ها بود تا حزن و اندوه. این فریادها بسیار از هر آنچه که هرگز شنیده بودم دلهره آور تر بود…ادامۀ مطلب


تجربۀ متیو داول
گذارید بگویم که من در کل انسان خوب و جالبی نبودم و کارهایی می‌کردم که نمی‌بایست می‌کردم. ولی من تصور می‌کردم که من نجات داده شده هستم، پس می‌توانم هر کاری که می‌خواهم انجام دهم و در نهایت دردسری نخواهم داشت. اکنون می‌بینم که این اعتقاد مسیحیت که مسیح همه ما را نجات داده است و تنها اگر به مسیح باور و علاقه داشته باشیم هر کاری که بخواهیم می‌توانیم انجام دهیم به هیچ وجه خدمتی به مسیحیت نکرده است و منصفانه نیست…. ادامۀ مطلب


تجربه پنی
وقتی چشمانم را باز کردم در تمام دور و اطراف خود تنها تاریکی کامل و عمیقی ‌می‌دیدم و احساس ‌کردم که در بالا و پایین و جلو و عقب من تنها این تاریکی بی‌انتها وجود دارد که در آن برایم جهت‌یابی ممکن نیست. احساس له‌ شدن و فشرده شدن می‌کردم، بااینکه وقتی دستانم را حرکت می‌دادم در اطرافم هیچ چیزی جز فضای تهی و تاریک نبود. با خود فکر کردم که این فشار هولناک از کجا منشأ می‌شود؟…  ادامۀ مطلب

81+